سيد محمد كمره اى
393
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
عزل ميرزا اسماعيل خان از استرآباد بعد با آقا ميرزا عباسقلى خان بناى گردش ؛ تفصيل اينكه اقتدار مرا ديشب ديد و برد به منزل و بناى تبرئه از خود گذاشت . قدرى صحبت از او شد . بعد گردش كنان از خانه يمين الملك گذشته ، احوالپرسى نمودم ، گفتند حالش خوب است و بيرون بازار رفته . بعد گذشته ، حاج ميرزا على خان رفيق تلگرافخانه را ديده كه سه شب قبل هم آمده بود خانه ، من نبودم ، احوالپرسى نموده ، گفت ميرزا اسماعيل خان هم از استرآباد معزول و منفصل شده مىآيد . خيلى اوقاتم تلخ شد كه بيچاره به قدر اينكه مدتى دوام در ماموريت داشته ترميم امور خود را بنمايد نشده . و نيز اظهار داشت كه آقا ميرزا ابراهيم خان دامادش كه مامور ماليهخوار ورامين شده در اين كابينه ماليه آقا ميرزا سيد عبد الله خان كه عوض مير موسى خان آمده است شايد منفصل بشود . شما با آقا ميرزا سيد عبد الله خان آشنايى داريد ؟ عرض كردم خير . تلگراف آذربايجان قطع است بعد اظهار داشتند كه يك ماه متجاوز است از تبريز تلگراف نداريم و سيم نه در دست ما است ، نه دست انگليسىها و اينكه نسبت به آذربايجان كه جواب آمده و تجزيه و جمهوريت را عنوان نمودهاند كذب محض است . فقط از زنجان گاهى تلگرافات مىرسد . تبريز دست عثمانىها و اين طرف دست انگليسىها و كاغذها هم دو سانسور مىشود . احتمال اعدام حسين لله و قاضى و نيز گفت كه شنيدهام حسين لله و قاضى را دولت قصد اعدام دارد و لو به عنوان تبعيد . بعد خداحافظى كرد . ساعت يك از شب گذشته هم در سر خيابان ارامنه با آقا ميرزا عباسقلى خان خداحافظى كرده ، او به خانهاش ، من هم به خانه آمده ، احمد گفت حبيب المجاهدين نزديك ناهار آمد و به نشانى ، ناهار آبگوشت كلم و ماست و نان خورد ، خوابيد ، بلند شده چايى ، گفت عادت ندارم و رفت و نيز يك نفر جوانكى هم امروز آمد و گفت برادر قاضى هستم ، فلانى را كار دارم حالا كه نيست شب مىآيم .